صفحه نخست / مقالات  
بیماریهای دیستروفی عضلانی

بيماری ميوتوبولار ميوپاتي (MTM) بيماری ميوتوبولار ميوپاتي  Myotubular Myopathy يك بيماري عضلاني است كه به صورت اتوزوم غالب و مغلوب و وابسته به جنس (X-linked)   از نسلي به نسل ديگر به ارث مي رسد و همچنين فرمي از بيماري كه از نظر ژنتيكي انتقال آن مشخص نمي باشد وجود دارد كه اين فرم خفيف ، نوع وابسته به جنس بيماري مي باشد.
نوع وابسته به جنس بيماري باعث مشكلات شديد عضلاني شده و معمولا باعث مرگ قبل از تولد مي شود. نوزاداني كه از اين مرگ قبل از تولد جان بدر برده و زنده به دنيا مي آيند به علت عدم وجود كشش سلولهاي عضلاني به شدت شل مي باشند و يك ضعف عضلاني كلي در اين بيماران وجود دارد.
مطالعه پيوستگي محل ژن MTM1 براي نوع وابسته به جنس بيماري (XLMTM) را در ناحيه Xq28 در كروموزوم X نشان مي دهد.
بيماری ديستروفی عضلانی Emery-Dreifuss  یا (EDMD)  بيماری Emery-Dreifuss Muscular Dystrophy   معمولا به صورت وابسته به جنس (X-linked)  منتقل مي شود و در بعضي از خانواده ها مشاهده شده كه وراثت غير وابسته به جنس مي باشد. بر خلاف ديستروفي عضلاني دوشن و بيكر در اين بيماري در مراحل ابتدايي با اختلال در حركت مفصل مچ پا ، آرنج و ستون فقرات مشخص مي شود و به علاوه در بيماران EDMD  پسود و هيپرتروفي عضلات ماهيچه ساق پا وجود ندارد. ضعف عضلات اسكلتي همراه با آتروفي پيشرونده عضلات پا به تدريج اتفاق مي افتد.
مطالعات پيوستگي ژن بيماري در بيمار مبتلا به فرم وابسته به جنس (XLEDMD(EDMD نشان داد كه جايگاه ژن بيماري در محل Xq28   كه غني از ژنهاي فعال مي باشد واقع شده است. از 27 ژني كه جايگاه آنها در ناحيه Xq28,8   مشخص شده است در عضلات بيان مي شوند. اين ناحيه دال بر اين است كه اين ژنها احتمالا ژن كانديد براي بيماري  EDMD   مي باشد.
بيماری ديستروفي عضلاني فاسيو اسكاپولو  هومورا  (FSHD)
بيماری ديستروفي عضلاني فاسيو اسكاپولو هومورال (Fasioscapulohumoral muscular dystrophy)  يك بيماري ژنتيكي بوده كه به صورت اتوزوم  غالب از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود و فراواني آن 1 در 20000 نفر مي باشد. در اين بيماري ابتدا عضلات صورت، شانه و قسمت بالاي دست گرفتار مي شود و به دنبال آن ضعف عضلات لگن – شكم و قسمت پايين پا رخ مي دهد و بسياري از بيماران مبتلا به كم شنوايي هم مي شوند. در اكثر مواقع بيماري در 20 سالگي يا بيشتر از آن شروع مي شود و در 20 درصد موارد بيمار در سن 50 سالگي با صندلي چرخدار حركت مي كند . مطالعات پيوستگي ژن بيماري در فاميلهاي بيمار نشان داد كه جايگاه  ژن بيماري FSHD  در محل 4q35   مي باشد كه آن نزديك به قسمت انتهايي بازوي بلند كروموزوم 4 قرار دارد . از آنجا كه بيماري FSHD  در بعضي از فاميلهاي بيمار مبتلا به  FSHD با  جايگاه 4q35 پيوستگي نشان نمي دهد به همين دليل احتمال مي رود كه اين بيماري از ديدگاه ژنتيكي هترو ژن باشد.
بيماری Hypertrophic Cardiomyopathyبيماری كارديوميوپاتي هيپرتروفيك يك بيماري قلبي شايع مي باشد كه به صورت اتوزوم غالب به ارث مي رسد و  فراواني بيماري 1 در 50000 نفر مي باشد . از مشخصات بارز اين بيماري بزرگ شدن غير معمول ديواره بطن چپ مي باشد كه حجم بطن را به ميزان زياد كاهش مي دهد. به علاوه سلولهاي عضلاني قلب در بطن چپ بزرگ و نامنظم مي شوند. 60% موارد فاميلی بوده و باقی موارد ناشی از موتاسيون جديد و يا عوامل غير ژنتيکی می باشد.
بررسيهای ژن شناسی و ژنهای کانديد نشان داده است که بيماری  کارديومفيوپاتی هيپرتروفيک از نظر ژنتيکی هتروژن می باشد و در اکثر مواقع مشکل اصلی در ژنهايی است که پروتئين های فيلامانهای کلفت و نازک را که برای عضلات قلب اختصاصی هستند کد می کنند . تقريبا تمام موتاسيونها در ژن β-cardiac myosin  از موتاسيونهايي هستند كه آمينه اسيدهاي پروتئينهاي فيلامانهاي كلفت عضلات قلب را تغيير مي دهد و 45% موارد ارثي بيماري ، كارديوميوپاتي هيپرتروفيك را تشكيل مي دهد و موتاسيون در ژنهايي كه دو زنجيره سبك بنيادي و تنظيم كننده را كد مي كنند در بيماري كارديوميوپاتي هيپرتروفيك نادر مي باشد.
بيماری Dilated Cardiomyopathy بيماری(DCM) یا Dilated Cardiomyopathy  كه همراه با نازك شدن ديواره بطنها و كم شدن قدرت انقباض عضله قلب مي باشد بيماري معلول و ناتوان كننده اي است. اين بيماري فراواني بالايي در جمعيت دنيا دارد . عوامل متعددي شامل عفونتهاي ويروسي – نوع تغذيه – نقص در سيستم ايمني – در اين رابطه شناخته شده اند در مواردي اين علل ناشناخته مانده اند كه در اين ميان 25% موارد بيماري فاميلي مي باشد . مطالعه فاميلها نشان داده است كه وراثت بيماري به صورت اتوزوم مغلوب و غالب و وابسته به جنس مي باشد .
بيماری ديستروفی عضلانی مادرزادی (CMD)
ديستروفی عضلانی مادرزادی از نظر ژنتيکی هتروژن بوده و به صورت اتوزوم مغلوب به ارث می رسد و فراوانی آن 1 در 10000 تولد زنده می باشد . اين بيماری عضلات نوزاد را سخت گرفتار می کند و در بعضی نوزادان به اعصاب و مغز صدمه می زند .در اين بيماری مفاصل از شکل طبيعي خارج می شود و عضلات ضعيف می گردد. از نظر بافت شناسی اندازه سلولهای عضلانی در عضله مبتلا متغير بوده و تجمع مقدار زيادی ماتريکس خارج سلولی ملاحظه می شود. در اين بيماری مشخص گرديده است که ساختمان پروتئين 2 β Lamininβ ( قبلا به نام mcrosin گفته می شد ) که جزئی از ساختمان Laminin 2 می باشد دچار تغيير شده است . غربالگری موتاسيونهای ژن LAMA 2 که در محل 6q2-q23 کروموزوم 6 قرار دارد 2β Laminin را کد می کند ، نشان داده است که اين ژن مسئول نقص 2β Laminin در بيماران ديستروفی عضلانی مادرزادی ( Congenital Muscular Dystrophy) می باشد.
زنجيره 2β Laminin در سلولهای عضلات و اعصاب محيطی ساخته می شود و اکثرا موتاسيون در ژن LAMA2 باعث بوجود آمدن 2β Laminin غير فعال می گردد اگر چه هنوز معلوم نيست که چگونه 2β Laminin غير فعال ، باعث بيماری ديستروفي عضلانی مادرزادی می شود ولی اين احتمال می رود که عدم وجود2β Laminin فعال ، باعث می شود که Laminin-2 توانايي اتصال به ماتريکس خارج سلولی را از دست بدهد و نهايتا باعث ضعف شديد کل عضلات اسکلتی بدن شود.
ديستروفی عضلانی Limb Girdle
اين بيماری از نظر ژنتيکی هتروژنی بوده و علايم بالينی بيماری شامل ضعف اوليه عضلات لگن و شانه می باشد و به دنبال آن عضلات قسمت پروکسيمال دست و پا نيز درگير می شود . آناليز پيوستگی ژنها به بيماری ، در فاميلهای بزرگ و هم در خانواده های با ازدواج های فاميلی نشان داد که حداقل 11 لوکوس مختلف مسئول ديستروفی عضلانی Limb Girdle  می باشند و موتاسيون در ژنهايی که پروتئينهای سارکوگليکان (Sarcoglycan)   را کد می کنند پيوسته با اين بيماری می باشند . اشکال در سارکوگليکان مانع از اتصال F-actin  با ماتريکس خارج سلولی توسط ديستروفين می شود و در نهايت سلولهای عضلانی دژنره شده و توانايي عضلات از بين می رود.
اسپينال ماسكولار اتروفي  (SMA)
اسپينال ماسكولار اتروفي ( SMA)   يكي از شايع ترين بيماري هاي ژنتيكي بوده كه فراواني آن در جمعيت سفيدپوستان 1 در 6000  بچه تازه متولد شده مي باشد . اين بيماري بعد از  CF شايع ترين بيماري اتوزوم  مغلوب است . بيماري در اثر دژنره شدن سلول هاي شاخي قدامي نخاع به وجود مي آيد و اعصابي كه حركت ارادي ماهيچه ها را كنترل مي كنند تخريب مي شوند. از نظر باليني بيماري بر حسب شدت آن به سه فرم مختلف ديده مي شود :SMA   نوع دوم ( فرم حد وسط) و نوع سوم ( نوع خفيف ) از نظر باليني متغير بوده و فرد بين سنين 3 ماهگي تا 17 سالگي به بيماري مبتلا مي شود . در نوع دوم بيماري كه معمولا بين 3 تا 17 سالگي ظاهر مي شود بچه هاي مبتلا نشستن را ياد مي گيرند ولي هرگز به تنهايي قادر به سرپا ايستادن نيستند . SMA  در همه نژادها يافت مي شود و اين بيماري بعد از بيماري هاي سيستيك فيبروزس ( CF )  و فينيل كيتونري  (PKU)  شايع ترين بيماري مغلوب ژنتيكي مي باشد. فراواني ناقلين SMA  بالا بوده و بين 1 در 40 تا 80 نفر حدس زده می شود . فاميلهای بيمار SMA بويژه فاميلهای درجه يک شانس زيادی دارند که ناقل باشند و برای جلوگيری از فرد مبتلای ديگر به SMA   بايستی نوع موتاسيون در بيمار SMA  مشخص و ناقلين شناسايی شوند و تشخيص قبل از تولد صورت گيرد .
اساس مولکولی SMA  :
عامل ژنتيکی هر سه فرم بيماری عامل ژنتيکی هر سه فرم بيماری SMA  در روی بازوی بلند کروموزوم 5 (5q11-2,q13.3)  قرار گرفته است .
قبلا آناليز پيوستگی ژن (Linkage analysis)   با استفاده از پلی مورفيسمهای DNA  در لوکوسهای خاصی واقع در روی کروموزوم 5 (5q)  با استفاده از روش غير مستقيم ( آناليز پيوستگی پلی مورفيسم ها ) تعيين ناقلين و تشخيص قبل از تولد در فاميلی که دارای يک بچه مبتلا به SMA  بود امکان پذير بود ولی دارای محدوديتهايي بوده است . ولی اخيرا ژن SMA  شناسايي شده . غربالگری موتاسيون ها در جمعيت اروپای غربی نشان داد که 6/98 % بيماران SMA  دارای ميکرو ديلاسيون در ژن SMN  می باشند و احتمالا 4/1 % ناشی از موتاسيون های نقطه ای است و بدين ترتيب تشخيص مستقيم SMA  ممکن می گردد. ما اخيرا تشخيص مولکولی SMA  را در هر سه فرم آن در کشورمان راه اندازی نموده ايم و با دو تکنيک ژنتيک مولکولی PCR/SSCP    و PCR/RFLP  بطور قطع ميکرو ديلاسيون ژن SMN را که در اروپای غربی 6/98 % بيماران را در بر می گيرد را مشخص می کنيم . جهت تعيين فراوانی ميکرو ديلاسيون ژن SMN  در ايران ، تاکنون 20 بيمار SMA  و يا مشکوک به آن را در بخش ژنتيک پزشکی مرکز طبی کودکان تشخيص مولکولی داده ايم و نتايج مقدماتی نشان می دهد به احتمال زياد فراوانی اين متاسيون شايع ، در مبتلايان ايرانی به فراوانی جمعيت اروپا باشد.
موارد تست:
· تاييد تشخيص بالينی SMA  و تعيين موتاسيون
· تعيين ناقلين بيماری و نوع موتاسيون در فاميلی که دارای بيماری SMA  می باشد
· تشخيص قبل از تولد در والدين ناقل ژن SMA
بيماري ميوتونيك ديستروفي (MD) 
شايعترين فرم ديستروفي عضلاني بوده و فراواني آن 1 در 8000 نفر مي باشد. بيماري به طور پيش رونده باعث ضعف ماهيچه ها بويژه در صورت ، جناغ و انتهاي دست و پا مي شود. از ساير علايم بيماري مي توان كاتاراكت , ناراحتي هاي تنفسي ،غير طبيعي بودن كاردياك و غير فعال بودن گنادها در مردها را نام برد . فرم مادرزادي بيماري كه در بيشتر مواقع كشنده است بدين صورت كه بچه در موقع تولد بشدت ضعيف بوده و داراي مشكلات تغذيه و نقص تنفسي مي باشد . بيماري (MD)   يك صفت اتوزوم غالب بوده و از خصوصيات ويژه اين بيماري , متغيير بودن شدت بيماري حتي در بين اعضاي يك فاميل است . مثلا در نسل اول كاتاراك بدون مشكلات ماهيچه ظاهر مي شود و در نسل بعد بيماري به فرم كلاسيك خود بين سنين 20 الي 30 سالگي ظاهر مي گردد و در نسل سوم در فرم مادرزادي نمايان مي شود به عبارت ديگر شدت بيماري از نسلي به نسل ديگر افزايش پيدا مي كند.
اساس مولكولي بيماري MD
نقص ژنتيكي كه عامل اين بيماري است و همچنين باعث مي شود بيماري در فرم شديدتر خود در نسل بعد ظاهر شود , مربوط به تكرارهاي تري نوكلئوتيدها (CTG)   در قسمت ’3 غير كددار كننده ژن پروتئين كيناز ميوتوني مي باشد . اين ژن روي بازوي بلند كروموزوم 19 ناحيه 19q13.3   قرار دارد . بعضي از خصوصيات ژنتيك مولكولي بيماري MD   مشابه سندرم X   شكننده (Fragile X )  ميباشد به طوري كه تعداد تكرارهاي تري نوكلئوتيدها از نسلي به نسل ديگر افزايش پيدا مي كند و همچنين شدت بيماري با طول قسمت تري نوكلئوتيدهاي تكراري ( موتاسيون) رابطه مستقيم دارد . موتاسيون هاي MD    كه از طرف مادر مبتلا منتقل مي شود در مقايسه با موتاسيون هاي MD   كه از پدر منتقل مي شود احتمال بيشتري مي رود كه باعث MD  مادرزادي ( نوع خيلي شديد MD) در نسل بعد شود . در تحقيقات کاهش طول بخش جهش يافته ژن نيز مشاهده شده که باعث کاهش تعداد تکرارهای (CTG)   می شود.
روشهای تشخيص مولکولی:
روش آناليز ساترن بلات   برای تشخيص بخش طويل شده تری نوکلئوتيدهای تکراری (CTG) بكار برده مي شود . در اين روش از دو آنزيم برنده Bgll , EcoRl  براي بريدن ناحيه جهش يافته DNA  استفاده مي شود تا دقيقا قسمت طويل شده معين گردد.
 از تكنيك PCR  براي تشخيص يا تاييد بيماري MD  در مواردي كه طول ناحيه , CTG)n)  كوتاه باشد استفاده مي شود.
موارد تست:
· تاييد تشخيص باليني در فردي كه علايم بيماري  MD   را نشان مي دهد .
· تشخيص قبل از تولد در مواردي كه مادر يا پدر جنين بر اساس تست  DNA داراي MD مي باشند.
· تست خويشاوندان فردي كه داراي MD و يا مشكوك به MD  باشد بدون اينكه در خويشاوندان فرد    مبتلا علايم باليني بيماري ظاهر شده يا نشده باشد.
بيماري بيكر ماسكولار ديستروف  (BMD)
بيكر ماسكولار ديستروفي همانند بيماري DMD  بوده ولي از نظر باليني به شدت و سختي دوشن ماسكولار ديستروفي نمي باشد و احتمال مي رود كه طول عمر بيماران BMD  هم طبيعي باشد .
هر دو بيماري DMD, BMD  در نتيجه جهشهاي بوجود آمده در روي يك ژن حاصل مي شوند.
در فرم شديد DMD   موتاسيون هاي حاصل در ژن ديستروفين باعث مي شود كه پروتئين حاصل غير فعال باشد ولي در BMD   موتاسيون هاي حاصل در ژن باعث توليد پروتئيني مي شوند كه به طور نسبي عمل مي كند و اين موجب كاهش شدت بيماري مي شود.
اساس مولكولي   DMD , BMD
طول بلند ژن ديستروفين شانس وقوع موتاسيونها را در ژن بالا می برد . حدودا در 65% بيماران DMD , BMD   نقص ژنتيكي از يك ديلاسيون در يكي از دو بخش ژن ديستروفين ( در انتهاي ’5 ژن و اگزونهاي 53-44 ) حاصل مي شود .
در 65% بيماران كه موتاسيون هاي قابل تشخيص هستند , آناليز DNA   علاوه بر اينكه تشخيص بيماري را تاييد مي كند همچنين به ما اجازه مي دهد در خويشاوندان فرد مبتلا , افراد ناقل را شناسايي و همچنين قبل از تولد بيماري را تشخيص دهيم .
موارد تست :
· تاييد تشخيص باليني
· تشخيص قبل از تولد
· تشخيص ناقلين با موتاسيون هاي شناخته شده يا ناشناخته
نمونه مورد نياز:
· خون
· بيوپسي عضله
· سلولهاي مايع آمنبوتيك
· كوريون ويلي
روشهاي تشخيصي:
· PCR  مولتي پلكس  ( M-PCR): كه در اين روش با يك ريكسيون PCR   چند قسمت مختلف DNA   تكثير مي يابند و در بيماران BMD , DMD   سه عمل جداگانه PCR   مولتي پلكس انجام مي گيرد .
· ديلاسيون ها توسط PCR   مشخص مي شود و به وسيله روش ساترن بلات (Southern Blot)   با استفاده از پروب  cDNA   مربوط به همان قسمت ديلاسيون تاييد مي گردد..
· اگر نتيجه مناسب قابل تفسير از دو روش فوق حاصل نشد با استفاده از آناليز انتقال بازهاي آلي تكراري CA   كه پيوسته به ژن واقع شده اند مي توان بيماري را تشخيص داد .( تشخيص غير مستقيم ) در تشخيص ناقلين ضروريست ابتدا  M-PCR  روي خواهران و برادران صورت گيرد و بعد روي افرادي كه احتمال دارد ناقل بيماري باشند تست ساتر بلات انجام گيرد كه با آناليز كمي تشخيص ناقل ممكن مي گردد .
سندرم دوشن ماسكولار ديستروفي (DMD) سندرم دوشن ماسكولار ديستروفي (DMD)   يكي از شايع ترين و سخت ترين بيماريهاي ارثي عضلات مي باشد . اين بيماري يك صفت مغلوب وابسته به كروموزومX  ميّ‌باشد.  DMD  معمولا بين 2 تا 5 سالگي با ضعف شديد و پيش رونده عضلانی ظاهر می شود . ميزان آنزيم های ماهيچه ای در سرم از جمله کرآتين کيناز C    reatine Kinase (CK)   به شدت بالا مي رود ، بچه هاي مبتلا حدودا در سن 12 سالگي مجبور مي باشند كه با صندلي چرخدار حركت كنند . فراواني DMD  در جمعيت اروپايي حدود 1 در 3500 پسر بچه تازه متولد شده است . و احتمال مي رود كه 33% افراد مبتلا حاصل موتاسيون هاي جديد باشد . معمولا زنان ناقل ( هتروزيگوت ) از نظر باليني طبيعي هستند ولي در تعدادي از سلولهاي ماهيچه اي زنان ناقل به علت غير فعال شدن يكي از كروموزوم هاي X  يا پديده ليونايزيشن (Lyonization)  كروموزوم فعال داراي الل جهش يافته ژن بيماري خواهد بود كه اين سلولها  کرآتين کيناز (CK)  آزاد خواهند كرد و در نتيجه در دو سوم زنان ناقل ميزان CK از حد طبيعي بالا تر است . از آنجا كه بيماري وابسته به جنس است ، زنان ناقل كه معمولا از نظر باليني طبيعي هستند بيماري را به نسل بعد منتقل مي كنند. ولي مردان غير مبتلا ناقل نبوده و هرگز بيماري را به نسل بعد منتقل نمي كنند.

تاریخ و زمان انتشار: سه شنبه 8 تیر 1389
الثلاثاء 17 رجب 1431
Tuesday 29 June 2010
نویسنده:
مرجع: http://dystrophy.ir/
نظرات کاربران:
 
 بلالیان: ممنون انشا الله مفید واقع شود
می خواهم آزمایش کنم آیا میشود این بیماریم را با پروتئین درمانی بهبود دهم
 
ارسال:
 
نام  
نشانی صندوق پست الکترونیک  
متن نظر  
کد امنیتی = ۷ + ۱